تبليغاتX
پژواک
 

پژواک

دوستان عزیز
این وبلاگ در انتخاب بهترین وبلاگ ماه شرکت کرده است
در صورت تمایل به رای دادن به وبلاگ پژواک  تا آخر تیر ماه می توانید به لینک زیر مراجعه فرمائید متشکرم
www.night-skin.com/topblog


 

نوشته شده توسط پژواک در پنجشنبه 6 تیر1387 ساعت 7:1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ترانه آسمانی

  
باید هر لحظه از زندگی را جشن بگیری 
که زنده ای،که احساس داری
که بهار را می بویی
که پائیز را می بینی،
که موسیقی را می شنوی
که طعم باران را می چشی،
که شبنم را لمس می کنی
که درد را تحمل میکنی 
که دوستی را درک می کنی 
و  عشق را می فهمی  
 هر روز صبح گوش بسپار به
تمامی ترانه های آسمانی
و سند افسردگیت را با گفتن
جملات یاس آور  امضا نکن


 

نوشته شده توسط پژواک در پنجشنبه 6 تیر1387 ساعت 6:32 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


روح

 
 چرا دستتان را میشوئید؟
ج:برای رفع غبار
س: با غبار نشسته بر دل چه می کنید؟
 
جسمتان را چرا استحمام میکنید؟
ج: برای رفع آلودگی
س: روحتان را کجا استحمام میکنید؟
 
ظاهرتان را در کجا می بینید؟
ج: در آینه
س:روحتان را در کجا می بینید ؟
 
سلامتی جسمتان را  با چه می سنجید ؟
ج: با ترازو
س:سلامتی روحتان را با چه می سنجید ؟
 
و.........جسم تان را با چه سیراب می کنید؟
ج: با انواع غذا ها
س: غذای روحتان چیست ؟
 
 
 


 

نوشته شده توسط پژواک در جمعه 31 خرداد1387 ساعت 9:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


هی با توام

هی با توام ،آره با تو ،خوب گوش کن

پاشوخودتو یه تکونی بده رنگ زندگیتو عوض کن

تا (خودتو) نفهمی  ( زندگیتو) نمیفهمی

به خاطره (گذ شته ات)با احترام کلاهتو بردار

وبخاطر (آینده ات ) آستیناتو  بالا بزن

(زندگی) رو با( زنده بودن) اشتباه نکن

خوردن و خوابیدن فقطوسیله ای هست برای زندگی

یادت باشه  زندگی فرصتی هست که

فقط یکبار به منو تو داده میشه

یادت باشه هیچ راه میانبری وجود نداره

یادت باشه هیچ چیز ارزان بدست نمیاد

و یادت باشه (بهترین ) راه اغلب موارد

 (سخت ترین) راهه


 

نوشته شده توسط پژواک در یکشنبه 26 خرداد1387 ساعت 10:31 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


فقط تماشایش کنید

 

وقتی شادی به سراغتان آمد

 سعی نکنید به آن آویزان شوید

سعی نکنید طو لانی ترش کنید

فقط به سادگی تماشایش کنید

اگر آمد......... بگذارید بیاید

اگر شما را تر ک کرد..... بگذارید برود

سعی نکنید محکم به شادی بچسبید

اگر بخواهید آن را به هر قیمتی حفظ کنید

آن وقت( رنج کشیدن) شما آغاز خواهد شد

پس فقط بنشینید و مشاهده اش کنید

آن وقت همه چیز برای شما آسان تر خواهد بود


 

نوشته شده توسط پژواک در شنبه 18 خرداد1387 ساعت 3:24 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


یادم باشد

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بربخورد

و خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

یادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم

و از آسمان درس پاک زیستن

یادم باشد ستگ خیلی تنهاست

 و باید با سنگ هم لطیف برخورد کنم 

یادم باشد گره تنهایی هر کسی

فقط به دست خودش باز میشود

و پاکی کودکیم را هیچوقت از دست ندهم 

یادم باشد زمان بهترین استاد است

و معجزه قاصدک ها را باور داشته باشم

یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم

تابعد با مشت بر فرقم نکوبم

یادم باشد با کسی آنقدر صمیمی نشوم

شاید روزی دشمنم شود

و با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود

یادم باشد پل های پشت سرم را ویران نکنم و

قلب کسی رانشکنم


 

نوشته شده توسط پژواک در سه شنبه 7 خرداد1387 ساعت 11:3 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


اما اکنون میدانم

می پنداشتم مرگ وداع است
می پنداشتم مرگ  سکوت است
می پنداشتم مرگ سقوط است
می پنداشتم مرگ خیانت است
می پنداشتم مرگ  اسارت  است
می پنداشتم مرگ  گریه  است
می پنداشتم مرگ  بیزاری است
می پنداشتم مرگ شکست  است
می پنداشتم مرگ نهایت است
اما اکنون میدانم 
مرگ ..............راهی است
تا بدانم غنچه های زیبا از برای چه می شکفند
تا بدانم اسرار قطره های باران را
و   درک کنم  راز اشک های گرم کودکان را


 

نوشته شده توسط پژواک در سه شنبه 31 اردیبهشت1387 ساعت 10:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آمدنت تصادفی نیست

هر انسانی با سرنوشتی خاص به دنیا میآید

باید وظیفه ای را به انجام برساند

باید کاری را به پایان برد 

پس

آمدنت تصادفی نیست

آمدنت هدفی به دنبال دارد

کاری باید با دستان تو به جایی برسد

بدان 

پیش از آنکه برنده باشیم باید بازنده باشیم

باید گاه بگرییم تا  بتوانیم روزی بخندیم

باید آزمند باشیم تا روزی توانمند باشیم

اما

اگر پیوسته بکوشیم  در پایان

پیروزی از آن ما خواهد بود

 


 

نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 ساعت 10:45 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


زندگی

زندگی لذت است از آن بهره ببر
زندگی زیبایی است تحسینش کن
زندگی شادمانی است با آن نغمه سر ده
زندگی تعهد است به آن وفا کن
زندگی مصیبت است صبر کن
زندگی نعمت است شکر کن
زندگی گرفتاری است تحملش کن
زندگی معما است حلش کن
زندگی هدف است به دستش آور
زندگی راز است کشفش کن
زندگی سفر است به پایانش بر
از زندگی نهراس و شهامت زندگی کردن را
داشته باش


 

نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 16 اردیبهشت1387 ساعت 1:20 قبل از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


قشنگترین شعر بلند پرواز

 
پرنده خوبم ، پرواز کن ، پرواز کن تا اوج آخرین ستاره
پرواز کن تا بلندترین اشعه زرین خورشید
پرواز کن تا بی نهایت
بساز رنگین کمان واقعی هستی را
و با خود ببر پیام برگ را ، چون...
چون اندیشه هم همراه توست و بدان که تا پهنه ی تمامی دشتهای سبز
و بلندای تمامی سپیدارهای جنگل ها ی پر رمز و راز
با تو خواهم پرید
و با هم خواهیم سرود
قشنگترین شعر بلند پرواز را


 

نوشته شده توسط پژواک در جمعه 30 فروردین1387 ساعت 10:31 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


ایکاش

 
                  ایکاش انسان را انسان نمی نامیدند
ایکاش زمین را زمین نمی نامیدند
ایکاش خورشید نام دیگری داشت
و ایکاش ماه..............................
ایکاش انسان را نمی کشتند
ایکاش زمین را نابود نمیکردند
ایکاش خورشید را نمی بردند
و ایکاش ماه.......................
 
 


 

نوشته شده توسط پژواک در چهارشنبه 21 فروردین1387 ساعت 11:49 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


قشنگ ترین رویاهای انسانی

 

 

 

باید سبز بود چونان تمامی سبزه زارها

باید سرخ بود چونان تمامی شقایق ها

باید آبی بود چونان تمامی دریاها و آ سمانها

و  باید زرد بود چونان تمامی گندم زارها

آری باید رنگ بود و هویت بخشید

 قشنگ ترین رویاهای انسانی را


 

نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 19 فروردین1387 ساعت 0:17 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


دلم گرفته بود ، بدون هیچ دلیلی ، همینجوری

                            

دلم گرفته بود

 نه از بیگانگان دشنامی شنیده بودم

نه از یگانگان مکر و نیرنگ دیده بودم

نه قرص نان را به اجبار زندگی

 کنار سفره ی دیگران به دندان کشیده بودم

 دلم گرفته بود بدون هیچ دلیلی ، همینجوری

 در خانه دیگر نمیگنجیدم کلافه بودم

 پی بهانه میگشتم هستیم را غبار غم گرفته بود

به خیابان زدم پای پیاده بی هراس مسافتها

 بی فکر نزدیکی و دوری

 دلم گرفته بود بدون هیچ دلیلی ، همینجوری

 نمیدانم چگونه به ایستگاه انتظار رسیدم

 بر روی نیمکت چوبی هی نشستم هی نشستم

ظلمت بود و نفس تنگی ، 

آسمان هم گرفته بود و در چشم های من

 باز باران گریه نم نم گرفته بود

 زمان خداحافظی ، زمان جدایی ، جان کندن ، رنجوری

فصل هجرت ، فصل فاصله ها ، واماندن از ... قافله ها

دلم گرفته بدون هیچ دلیلی ، همین جوری

                                              


 

نوشته شده توسط پژواک در چهارشنبه 14 فروردین1387 ساعت 8:23 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


زیر بار زور رفتن

 
 
 
 
دو رویه زیر نیش مار خفتن
سه پشته روی شاخ مور رفتن
تن روغن زده با زحمت و زور
میان لانه ی  زنبور رفتن
به کوه بیستون بی رهنمایی
شبانه با دو چشم کور رفتن
میان لرز و تب با جسم پر زخم
زمستان زیر آب شور رفتن
به پیش من هزاران بار خوشتر
که یک جو زیر بار زور رفتن
 


 

نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 12 فروردین1387 ساعت 3:25 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


گر شکستند قلم

خرم آن قوم که از بند ستم آزاد است
خانه اش از هنر اهل قلم آباد است
قلم آزاد چو شد ، زنده شود آزادی
گر قلم خرد شود بندگران آزاد است
گر شکستند قلم نیست شود آزادی
دین و ناموس و وطن در خطرو بر باد است
گر بریدند سر از قامت ما باکی نیست
گر شکستند قلم جای بسی فریاد است
بی قلم نغمه مرغان سحر خاموش است
درسرا پرده ی شب عربده ی صیاد است
با قلم کلبه ی ویرانه بهشت است ولی
بی قلم خلدبرین غمکده ای نا شاد است


 

نوشته شده توسط پژواک در شنبه 10 فروردین1387 ساعت 8:18 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


با تمام قدرت به پیش

 
 
آب مظهر پاکی ،زلالیت و درخشندگی بوده و هست
اما اگر این آب محدود شود ، راکد بماند و حرکت نکند
 به منجلابی پر از عفونت و ناپاکی تبدیل خواهد شد
پس در آغاز سال جدید باخود عهد کنیم
با تمام قدرت رو به جلو پیش برویم
تا آرزوهایمان را به امید
و امیدهایمان را به عمل تبدیل کنیم


 

نوشته شده توسط پژواک در جمعه 9 فروردین1387 ساعت 11:28 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سال نو مبارک

 
 
 
 
 
 
 باز کن پنجره را
 که بهار روز میلاد اقاقی را جشن میگیرد
جشن آریایی ها ،
 جشن طبیعت
 و جشن شکفتن گلها
 بر شما مبارک 


 

نوشته شده توسط پژواک در سه شنبه 28 اسفند1386 ساعت 6:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دست نزن ، راه نرو ، حرف نزن

 
دست نزن! چشم، ببستم دو دست
راه مرو! چشم ،دو پایم شکست
حرف مزن ! چشم، قطع نمودم سخن
نطق مکن ! چشم، ببستم دهن
هیچ نفهم ، این سخن عنوان مکن ،
 خواهش نافهمی انسان مکن
لال شوم ، کور شوم ، کر شوم
لیک محال که من خر شوم
چندروی همچو خران زیر بار
سر ز فضای بشریت درار


 

نوشته شده توسط پژواک در سه شنبه 28 اسفند1386 ساعت 1:47 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


مجاز

 
اول پر کردن شکم
دوم عشق ورزیدن
سپس نوبت به سرگرمی میرسد و
سرانجام مست کردن
این قانون است و همه ی آن مجاز است
اما به شرطی که پول داشته باشی
و گرنه هیچ کاری مجاز نیست


 

نوشته شده توسط پژواک در سه شنبه 28 اسفند1386 ساعت 0:5 قبل از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


پرواز را فراموش کن

 
هر چه بیشتر اوج بگیری
 
در نظر مردمی که پرواز را نمیفهمند
 
 کوچکتر به نظر میایی
 
پس
 
 یا نظر مردم برات مهم نباشه
 
یا پرواز را فراموش کن


 

نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 27 اسفند1386 ساعت 6:7 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


فقط (پول) بدست آور

 
 
خود را به دست فریب نسپار ، چون زمان این کار نیست
 
تن به کار و رنج نده، چون پایان هستی نیستی است
 
شادی بخواه و لذت بجوی و .......
 
فقط (پول) بدست آر که
 
خمیر مایه هر لذتی است !  !!!!!!!!!!


 

نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 27 اسفند1386 ساعت 5:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


(اوج عظمت مرد )

 
جایی که آدمهای عادی باید بکشند یا کشته شوند
 
 باید ناگزیر به فریبی دست زد و از
 
 (اوج عظمت مرد )
 در
 (قلب کارزار )
 
 سخن گفت


 

نوشته شده توسط پژواک در یکشنبه 26 اسفند1386 ساعت 11:34 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


چه بخواهی و چه نخواهی

 
 
 این چه ............ است
 که در دوران بد ترینها
 آدم سرش را توی لاک خودش بکند 
 و  (شرافتمندانه )
 پول درآورد ؟
 چه بخواهی و چه نخواهی
 در خونریزی و ستم شریک هستی
 
 برتولت برشت


 

نوشته شده توسط پژواک در یکشنبه 26 اسفند1386 ساعت 11:19 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تماشاگر تئاتر

                                                                      
 تماشاگر تئاتر باید بفهمدُ ،
 تغییر پذیرد ،                                                                            
  با چشم باز و بی هیچ فریبی
    دنیا راببیند
   و دریابد که
      زندگی در این دنیا 
   بی خطر نیست
 
 


 

نوشته شده توسط پژواک در یکشنبه 26 اسفند1386 ساعت 11:7 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


جنایت

 
در دورانی به سر مببریم که سخن گفتن
 
 از درختان تقریبا جنایت است
 
 زیرا این گونه سخن گفتن ُُُ  دم فرو بستن
 
 در برابر جنایات بیشمار است
 
 برتولت برشت


 

نوشته شده توسط پژواک در یکشنبه 26 اسفند1386 ساعت 10:51 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


حس ترحم لعنتی

 
 پیش پایت از تشنگی جان می دهند ،
چشم ببند...
کنارت می نالند ،
گوش هایت را بگیر...
تو را به یاری می خوانند ،
پا پیش مگذار...
بدبخت آنکه مهربان باشد
بدبخت آنکه دلش به رحم آید


 

نوشته شده توسط پژواک در شنبه 25 اسفند1386 ساعت 1:48 قبل از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


عدالت

 
(خریدنی) بودن آدم ها ،
 
 مثل رحمت خدای مهربان است
 
تا این خریدن وجود دارد
 
حتی بی گناهان هم می توانند امیدوار باشند
 
 که در دادگاه تبرئه شوند...


 

نوشته شده توسط پژواک در شنبه 25 اسفند1386 ساعت 1:39 قبل از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


حقیقت

 
 حقیقت بارانی نیست که از آسمان ببارد
 
  بذری است که کشتزارش زمین است
 
 و کشت کارانش آدم ها


 

نوشته شده توسط پژواک در شنبه 25 اسفند1386 ساعت 1:32 قبل از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


انسان

 
گردباد سهمگین است ، طوفان سهمگین تر
 
 ما نیازی به گردباد نداریم ، نیازی به طوفان نداریم
 
  زیرا کارهایی که انسان میکند خیلی وحشتناک تر از
 
  تندبادها و طوفان ها است
 
 هیچ چیز سهمگین تر از انسان نیست ...


 

نوشته شده توسط پژواک در شنبه 25 اسفند1386 ساعت 1:23 قبل از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


آزادی

من شعرم تو آوازی
مرا ترانه کن
من اوجم تو پروازی
مرا روانه کن
من رودم تو دریایی
مرا به خود بخوان
من بغض خاموشم 
تو فریادی
به غم آوای من
جانی تازه دادی
 
  آزادی


 

نوشته شده توسط پژواک در یکشنبه 19 اسفند1386 ساعت 11:38 بعد از ظهر موضوع ادبیات | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting